باران
چو ایران نباشد تن من مباد.
نویسندگان
امکانات وب



هنرمند کسى است که اشک دیگران را به لبخند شادى تبدیل کند.

 



نوشته شده توسط : الهه ے باران ( یکشنبه 9 شهریور 1393 ) ( 07:29 ب.ظ )
.

 

آنکه میتواند انجام میدهد

آنکه نمیتواندانتقــــاد میکند....




موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( جمعه 7 شهریور 1393 ) ( 04:39 ب.ظ )




موضوعات مرتبط: ایران
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( چهارشنبه 5 شهریور 1393 ) ( 08:14 ب.ظ )

در برابر مخلوقات زنده  خدا 

( انسان –  حیوان –  گیاه )

احساس مسئولیت کن.

و اگـه مـیـتـونـی  پشت و پناهشون باش 

و بدون کـه همه اونها  شدیدا

تشنه محبت تو هستند



نوشته شده توسط : الهه ے باران ( شنبه 1 شهریور 1393 ) ( 10:20 ب.ظ )


اگر چیزی خارج از قاعده گران شود،
در جوامع متمدن ، مردم "خردمندانه" آن را تحریم می کنند ؛
در جوامع عصبی ، "وحشیانه" شورش و خرابکاری می کنند
و در جوامع احساساتی ، "حریصانه" می خرند…
وقت آن است که
ما نیز خردمندانه عمل کنیم.!!



موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( شنبه 1 شهریور 1393 ) ( 04:42 ب.ظ )



نوشته شده توسط : الهه ے باران ( پنجشنبه 30 مرداد 1393 ) ( 08:14 ب.ظ )





وقتی به دنیا میام، سیاهم،


وقتی بزرگ میشم، سیاهم،

وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم،

وقتی می ترسم، سیاهم،

وقتی مریض میشم، سیاهم،

وقتی می میرم، من هنوز سیاهم...

و تو، رفیق سفید،
وقتی به دنیا میای، صورتی ای،

وقتی بزرگ میشی، سفیدی،

وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی،

وقتی سردت میشه، آبی ای،

وقتی می ترسی، زردی،

وقتی مریض میشی، سبزی،

و وقتی می میری، خاکستری ای...

و تو به من میگی رنگین پوست..؟!



موضوعات مرتبط: شعر
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( چهارشنبه 29 مرداد 1393 ) ( 11:28 ب.ظ )

نمی توانم از خواب بیدار شوم

کجایید دلایلی که مرا 

از خواب بیدار می کردید!

"رسول یونان"





موضوعات مرتبط: شعر
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( دوشنبه 27 مرداد 1393 ) ( 06:42 ب.ظ )


روزی،گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد.

گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.

روز بعد،سگی که از آن جا می گذشت،از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت.

مدتی بعد،گوساله راهنمای گله،آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.

مدتی بعد،انسان ها هم از همین راه استفاده کردند:می آمدند و می رفتند،

به راست و چپ می پیچیدند،بالا می رفتند و پایین می آمدند،شکوه می کردند

و آزار می دیدند و حق هم داشتند.اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.

مدتی بعد،آن کوه راه،خیابانی شد.حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین،

از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند،

سه ساعته بروند،مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود.

سال ها گذشت و آن خیابان،جاده ی اصلی یک روستا شد،و بعد شد خیابان اصلی یک شهر.

همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،مسیر بسیار بدی بود.

در همین حال،جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند

مانند کوران،راهی را که قبلا باز شده،طی کنند،

و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟

برگرفته از: کتاب مكتوب - پائولوکوئیلو





موضوعات مرتبط: داستـان کوتاه
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( جمعه 24 مرداد 1393 ) ( 11:30 ق.ظ )




موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( چهارشنبه 22 مرداد 1393 ) ( 08:22 ب.ظ )

چه خوب! که زمین گرد است

می روی، آنقدر می روی که باز

آنسوی زمین

می رسی به من...


"عباس معروفی"





موضوعات مرتبط: شعر
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( دوشنبه 20 مرداد 1393 ) ( 06:35 ب.ظ )



تو خوابیده ای آرام

و من پشت پلک تو آنقدر می بارم

تا پنجره را باز کنی ..

دستهات را زیر باران بگیری و

بخندی ...

 

"عباس معروفی"




موضوعات مرتبط: شعر
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( دوشنبه 20 مرداد 1393 ) ( 06:22 ب.ظ )


این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم!
یعنی تو باور می کنی؟
شمرده ای؟
کی شمرده است؟
جز سیاستمدارها
دیده ای کسی آدم بشمرد؟
باور نکن
نارنجی!
باور نکن
سبز آبی کبود من!
باور کن
همه ی دنیا فقط تویی
و برخی دوستان
بقیه هم تکراری اند.


عباس معروفی




موضوعات مرتبط: شعر
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( شنبه 18 مرداد 1393 ) ( 07:15 ب.ظ )




موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( جمعه 17 مرداد 1393 ) ( 10:23 ب.ظ )




بزرگترین مصیبت برای یک انسان


 این است

 

که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد

 

نه شعور کافی برای خاموش ماندن

 



نوشته شده توسط : الهه ے باران ( جمعه 17 مرداد 1393 ) ( 05:31 ب.ظ )
تعداد صفحات :77 1 2 3 4 5 6 7 ...
درباره وبلاگ

برای نابود کردن یک فرهنگ...

نیازی نیست کتاب ها را سوزاند...

کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند.
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :