تبلیغات
باران - معرفی کتاب جنس ضعیف

باران
چو ایران نباشد تن من مباد.
نویسندگان
امکانات وب



جنس ضعیف با عنوان فرعی (گزارشی از وضعیت زنان جهان) اثری از اوریانا فالاچی، نویسنده و روزنامه نگار ایتالیایی است این کتاب از نخستین آثار فالاچی است و نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۱ میلادی چاپ شده است
.فالاچی در این کتاب، گزارشی از سفرهای خود به نقاط مختلف جهان و وضعیت زنان آن سرزمین را شرح می دهد. برخی نیز اعتقاد دارند نثر او در این کتاب، بیشتر از گزارش مطبوعاتی به «خاطره نگاری» شبیه است.ترجمه لغت به لغت عنوان اصلی این کتاب عبارت «جنس بی فایده» یا «جنس بی مصرف» را به دست می دهد؛ اما مترجم و ناشر تصمیم گرفته اند روی جلد نسخه فارسی از عنوان «جنس ضعیف» استفاده کنند.

اوریانا فالاچی در سال ۱۹۶۲، با سفر به کشورهای پاکستان، هند، سنگاپور و ژاپن و ... مشاهدات مستقیمش را درباره وضعیت زنان در کتابی
گردآوری کرد.
این کتاب با ترجمه یغما گلرویی منتشر شده. ولی چاپ اول این کتاب در ایران درسال 1337 با ترجمه ویدا مشفق می باشد.


بریده هایی از قسمت ابتدایی کتاب

دختر یکی از دوستام واسه شام دعوتم کرده بود و وسط غذا خوردن یهو بغضش ترکید و تو گریه بهم گفت که آدم خیلی بدبختیه!
« خیلی احمقی! من واسه داشتن همین چیزای مزخرف ناراحتم! تو فکر میکنی اگه یه زن بتونه شغلی که اغلب مال مرداس رو داشته باشه، یا حتا رییس جمهور بشه، خوشبخته؟ … آخ! خدا! چه قدر دلم میخواست تو کشوری به دنیا اومده بودم که به زن محل سگ هم نمیذارن … تمام ما زنا آدمای بی خاصیتی هستیم!»
حرفای اون شب دختر دوستم نگرانم کرد. مثل یه آدم که ندونه گوش داره، چون صبح که بیدار میشه، گوشاش سر جای قبلیان، اما یه روز که گوش درد می گیره و گوشاش یادش می افتن … منم یهو این رو فهمیدم که مشکلای مردا یه چیزایی مثل نژاد، یا پول و وشغل برمی گرده اما مشکلای زنا دور یه موضوع میگرده:
اینکه زن به دنیا اومدن

بریده ای از انتهای کتاب

هرچقدر توی فروشگاه های توکیو لباسای دوخت فرانسه بفروشن،
هر چقدر توی خیابونای بمبئی درباره ی عظمت زنا شعار بدن؛
حتی اگر دانشکده های نظامیِ پکن دراشون رو روی زنا باز کرده باشن…
بازم دعوای بین زن ومرد باقی میمونه، چون زن زنه و مَرد، مرد…
«-زنای تموم دنیا مثل همن!».
اینو راکوماری آمریت کور –عاقل ترین زن دنیا- بالای یکی از تپه های دهلی گفت.
واقعا حق با اون نیست؟
وقتی به اوضاع زنای دور تا دور دنیا فکر میکنم، میبینم اکثرشون دارن تو باتلاق اشتباه و بی خبری دست وپا میزنن .
چه مثل حیوونای باغ وحش جدا از مَرداشون زندگی کنن،
چه عین کلاغا خودشون رو از چشم مردا پنهون کنن
و چه مثل جنگ جوهای افسانه ای از خودشون شجاعت نشون بدن و هزار تا مدال و نشون به سینه هاشون باشه…
هیچ کدوم اون جوری که باید به خوشبختی و زندگی خوبی که حق اوناس نرسیدن.
من نمی تونستم بین غم دیدن عروس بدبخت کراچی و غم تماشای پاهای کوچیک زنای چینی فرق بزارم و بگم از اون یکی ناراحت کننده تر بود.
نمی تونستم بفهمم زندگی ِ زنای قایق نشین هنگ کنگ وحشتناک تره یا این زن آمریکایی که داشت سعی میکرد یه مرد خواب آلود ایتالیایی رو تو دام بندازه!
به نظرم اغلب زنای دنیا دارن راه غلطی رو میرن که فقط به عذاب و بدبختی ختم میشه!
کلمه های پیشرفت و استقلال این روزا به دهن همه ی زنای دنیا افتاده. هرجای دنیا که رفتم به همین دوتا کلمه برخوردم که مثل سقز تو دهن همه نشخوار میشد، بدون اینکه فکر کنن ممکنه باعث دلدرد بشه!



موضوعات مرتبط: معرفی کتاب
نوشته شده توسط : الهه ے باران ( جمعه 22 اسفند 1393 ) ( 08:45 ب.ظ )
درباره وبلاگ

برای نابود کردن یک فرهنگ...

نیازی نیست کتاب ها را سوزاند...

کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند.
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :